زیبایی بی پایان

در انتهای بی تابیم

می رساند به دستم، باد

شاخه ای از بیدهای مجنون تر از همیشه ات

که شب های کویر هم به سیاهی شان غبطه میخورند

پیش می روم در امتداد یک زیبایی بی پایان

حالا دیگر سرخوش شده ام

همین جا، همین جا که هستم حالم خوب است

دفتر غزلم را می گشایم،

دلم مثل باران نم نم می ریزد و غزل ها را میسازد

اما میدانم تا قلبم یکی شود با ضربانش، عاشق شده ام

می بینی، دوباره من از چشمان تو سر در آوردم

همین جا، همین جا که باشم حالم خوب است

/ 0 نظر / 19 بازدید