آسمان شهرمان

آسمان شهرمان گرفته،

آسمان دل هامان گرفته،

سقف آرزوهای خوبی که

بر سر مردمان اهلش آوار شده

تا به گور برند با خود

هر چه خوبیست،

خدایا می بینی

زشتی ها از خوبی ها پیش می افتند

با ولعی ناتمام،

می ترسم از روزی که

سهم ماهی از دریا را هم

با همه ی سخاوت دریا

از او دریغ کنند،

چرا این آسمان گرفته

مرا دچار بارانی بی پایان نمی کند

بشوید خیالم را

دیگر نمی خواهم غروب ها

در این شهر باشم

/ 0 نظر / 24 بازدید