دل لاله

برگ آخر دفترچه ی غمهایم را هم تو پُر کردی،

خط به خط،

لحظه به لحظه،

خون به دل لاله کردی،

میخواستی همیشه سرخ باشد، آری؟

و او هنوز فرصت شکفتن از باد می جوید،

که پرپر کرد همه ی تار و پودش را،

از خاک که دریغ کرد حتی قطره ای را،

برای تر کردن لب هایش،

با تجربه ی همه ی فصل ها،

انتظاری نامفهوم بر ساقه ام سنگینی میکند،

نکند دل لاله در خاک جا مانده باشد؟

/ 0 نظر / 17 بازدید