بازی پروانه ها

در امتداد بازی پروانه ها

عمریست سر گذاشته ام بر درخت خشک کوچه

در سکوت ترک ها

و در عمق تاریکی شان

قول انتظار می دهم

و تمام زیر و بم کوچه را از سر می گذرانم

نمی دانم چندمین تابستان است

که هیچکس صدا نمی زند " بیا "

بیا ،

ما در انتهای شوق کودکی مان قایم شده ایم

/ 0 نظر / 20 بازدید